پاسخ به گاهشماری مغرضانه تاریخ اسلام

نویسنده: دکتر نسرین عماد

انتشار: ۲۲ام بهمن، ۱۳۹۹


اسلام دین صلح و دوستی است؟

تاریخ ها به میلادی

۵۷۰ – تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان

۵۷۷ – مادر محمد فوت می‌شود

۵۸۰ – عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت می‌شود

۵۸۳ – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی

۵۹۵ – محمد با خدیجه ازدواج می‌کند

۵۹۵ – مسافرت دوم به سوریه

۵۹۸ – پسرش، قاسم بدنیا می آید

۶۰۰ – دخترش زینب بدنیا می آید

۶۰۳ – دخترش ام کلثوم بدنیا می آید

۶۰۴ – دخترش رقیه بدنیا می آید

۶۰۵ – حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد

۶۰۵ – دخترش فاطمه بدنیا می آید

۶۱۰ – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات می‌کند

۶۱۳ – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام می‌کند

۶۱۵ – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند

۶۱۹ – با سوده و عایشه ازدواج می‌کند

۶۲۰ – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند

۶۲۲ – محمد از مکه به مدینه مهاجرت می‌کند

۶۲۳ – جنگ ودان

۶۲۳ – جنگ صفوان

۶۲۳ – جنگ ذوالعشير

۶۲۴ – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها می‌کنند

۶۲۴ – زکات اجباری می‌شود

۶۲۴ – جنگ بدر

۶۲۴ – جنگ بنی سلیم

۶۲۴ – جنگ بنی قینقاع

۶۲۴ – جنگ سویق

۶۲۴ – جنگ بنی قطفان

۶۲۴ – جنگ بحران

۶۲۵ – جنگ احد

۶۲۵ – جنگ حمراء الاسد

۶۲۵ – جنگ بنی النضیر

۶۲۵ – جنگ ذات الرقاع

۶۲۶ – جنگ بدر الاخره

۶۲۶ – جنگ دومه الجندل

۶۲۶ – جنگ بنی المصطلق

۶۲۷ – جنگ خندق

۶۲۷ – جنگ بنی قریظه

۶۲۷ – جنگ بنی لحیان

۶۲۷ – جنگ غیبه

۶۲۷ – جنگ خیبر

۶۲۸ – محمد معاهده ای را با قریش امضا می‌کند

۶۳۰ – محمد مکه را فتح می‌کند

۶۳۰ – جنگ حنین.

۶۳۰ – جنگ تبوک

۶۳۲ – محمد میمیرد.

۶۳۲ – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز می‌کنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند

۶۳۳ – جنگ در عمان

۶۳۳ – جنگ حضرموت.

۶۳۳ – جنگ کازیما

۶۳۳ – جنگ ولاجه

۶۳۳ – جنگ اولیس

۶۳۳ – جنگ عنبر

۶۳۴ – جنگ بصره,

۶۳۴ – جنگ دمشق

۶۳۴ – جنگ اجنادین.

۶۳۴ – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر

۶۳۴ – جنگ نمارق

۶۳۴ – جنگ سقطیه.

۶۳۵ – جنگ جسر.

۶۳۵ – جنگ بویب.

۶۳۵ – فتح دمشق.

۶۳۵ – جنگ فحل.

۶۳۶ – جنگ یرموک.

۶۳۶ – جنگ قادسیه.

۶۳۶ – فتح مدائن.

۶۳۷ – جنگ جلولاء.

۶۳۸ – جنگ یرموک.

۶۳۸ – مسلمانان رومی ها را شکست می‌دهند و وارد جارالسلام میشوند

۶۳۸ – فتح جزیره.

۶۳۹ – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.

۶۴۱ – جنگ نهاوند

۶۴۲ – جنگ ری در ایران

۶۴۳ – فتح آذربایجان

۶۴۴ – فتح فارس

۶۴۴ – فتح خاران.

۶۴۴ – عمر کشته می‌شود، عثمان خلیفه می‌شود

۶۴۷ – فتح جزایر قبرس

۶۴۸ – حمله به بیزانسی ها

۶۵۱ – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها

۶۵۴ – اسلام در شمال افریقا پخش می‌شود

۶۵۶ – عثمان کشته می‌شود، علی خلیفه میگردد

۶۵۸ – جنگ نهران.

۶۵۹ – فتح مصر

۶۶۱ – علی کشته می‌شود.

۶۶۲ – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.

۶۶۶ – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله می‌کنند

۶۷۷ – محاصره قسطنطنیه

۶۸۷ – جنگ کوفه

۶۹۱ – جنگ دیر الجلیغ

۷۰۰ – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد

۷۰۲ – جنگ دیر الجمیرا

۷۱۱ – مسلمانان به جبل الطارق حمله می‌کنند

۷۱۱ – فتح اسپانیا

۷۱۳ – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)

۷۱۶ – حمله به قسطنطنیه

۷۳۲ – جنگ در فرانسه.

۷۴۰ – جنگ نوبلز.

۷۴۱ – جنگ بگدورا در شمال افریقا

۷۴۴ – جنگ عین الجر

۷۴۶ – جنگ روپار ثوثا

۷۴۸ – جنگ ری.

۷۴۹ – جنگ اصفهان

۷۴۹ – جنگ نهاوند

۷۵۰ – جنگ زب

۷۷۲ – جنگ حنبی در شمال افریقا

۷۷۷ – جنگ ساراگوسا در اسپانیا

 

آیا اسلام دین صلح و دوستی است؟

آیا با دوستی وارد ایران و دیگر کشورها شده؟

آیا همه با آغوش باز اسلام را پذیرفتند؟


بسم الله الرّحمن الرّحیم

     ابتدا، سؤالات فوق را به گونه ای دیگر مطرح می کنم :

۱) آیا اسلام دین صلح و دوستی و محبت نیست؟

۲) آیا اسلام ازگذرگاه معنویات به دروازه های غوغا سالار وارد نشد؟

۳) آیا قانونمندی واخلاقیات اسلامی مبتنی برانوارالهی ،موجب پذیرش وبازشدن آغوشهای منتظرنشد؟

پاسخ به این پرسشها را اندیشمندان غیر مسلمان داده اند:

* گوستاو لو بون (Gustave Le Bon) فیلسوف، مورخ، روان شناس، جامعه شناس وپزشک فرانسوی در کتاب تمدن اسلام و عرب [ ترجمه محمد تقی فخرداعی گیلانی . تهران: نشردنیای کتاب، ۱۳۸۷]   می نویسد که ” مسلمانان با نفوذ اخلاقی خود باعث شدند اروپا از حال توحّش خارج گردد و آن اقوام وحشی اروپا که سلطنت روم را زیر و زبر کرده بودند را ،  داخل در طریق آدمیّت نماید و نیزنفوذ عقلانی آنان ، دروازه علوم وفنون و فلسفه را که اروپایی ها ازآن بی خبر بودند، به روی آنها بازکند”.

** ویل دورانت ( William James Durant) نویسنده، فیلسوف و تاریخ نگار آمریکایی صاحب مجموعه مرجع ۱۱جلدی تاریخ تمدن می گوید که ” درقرآن، قانون واخلاق یکی است.قرآن اصول نظم جمعی و وحدت اجتماعی را دربین مسلمانان استوار کرده است… پیامبر اسلام از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است، وی توانست سطح معلومات و اخلاق قومی را که ازفرط گرمای هوا و خشکی صحرا به تاریکی توحّش افتاده بودند، اوج دهد. او از قبایل بت پرست و پراکنده درصحرا امتّی واحد به وجود آورد و معنویاتی را که اساس آن شجاعت و منفعت قومی بود، به آنها بخشید”.

*** مهاتما گاندی ( Mohandas K. Gandhi) رهبرفقید هند، در کتاب همدلی با اسلام [ترجمه علی ابوالحسنی. تهران: عبرت ، ۱۳۷۷] در باره پیامبر می گوید که “من متقاعد شده ام که این شمشیر نبود که در روزگاران اولیه اسلام، مردم زیادی را تسلیم اسلام کرد بلکه پیامبر بدون هیچ چون وچرایی در قلب انسانها جای گرفت. او سخت ساده زیست بود و به شدت امانتدار. ویژگی های او برتراز شمشیر برداشتن بود که توانست سدّ ها را ازمیان بردارد”.

اما بعد… به ترتیب گاهشماری مذکور، پاسخ اینجانب – به طورمجمل و مختصر- به شرح زیراست :

  1. تولد پیامبر(ص)که تاریخ دقیق آن معلوم نیست درمکه [مرکزمهم تجاری حجازکه علاوه برکعبه ۳۰۰ بت در بتکده های دیگر نیزداشت] بود.” قبیله عربستان” ، عبارت غلط  و نادرستی است.زیرا  سرزمین حجاز(عربستان امروزی) متشکل از قبایل مختلفی بود (وهست) که قبیله قریش یکی ازآنان به شمار می رفت و پیامبر(ص) از خاندان بنی هاشم از قبیله قریش بود.
  2. پدر پیامبر(ص) قبل از مادرشان فوت شده بود.ایشان در سن ۶ سالگی مادر را از دست داد و عبدالمطلب – پدر بزرگ – در سن ۸ سالگی پیامبر(ص) به رحمت حق رفت.
  3. اولین سفر تجاری پیامبر(ص) به شام بود وشهرت امانتداری ایشان (ملقب به محمد امین) موجب شد که در ۲۵ سالگی به استخدام مرکز تجاری خدیجه درآید. لازم به ذکر است که نام “سوریه” بعد از فروپاشی امیراتوری عثمانی (ترکیه امروزی) به سرزمین شام تعلق گرفت.ضمناً این سفر حدود ۴ سال به طول انجامید. در دومین سفرایشان به “شام” ، ازدواج پیامبر(ص) با خانم خدیجه که همسر خود را ازدست داده بود و۲ فرزند نیز داشت، صورت گرفت.
  4. پس از تولد فرزندان (قاسم، زینب، ام کلثوم، رقیه، عبدالله) که همگی درزمان حیات پیامبر(ص)

فوت شدند، حضرت فاطمه زهرا (س)متولد شد که در تاریخ تولد ایشان نیز اختلاف عقیده است.

  1. پیامبر(ص) درسال ۶۱۰ م. پس از ملاقات با جبرائیل( مَلَک وحی) به مقام نبوت مبعوث گردید.
  2. ایشان “ادعای ” پیامبری نکرد بلکه در سال ۶۱۳م. بنا به امر الهی دعوت خود را آشکار نمود  و پیایند آن، آزار و اذیت مکرّر برمسلمانان صورت گرفت.
  3. بعد ازفوت خانم خدیجه، پیامبر(ص) با سوده (بیوه زن ۵۱ ساله) و پس ازآن درسال ۶۲۴ م. با عایشه دخترابوبکر( قبلاً به عقد جبیربن مطعم درآمده بود که به علت مسلمان شدن ابوبکر، مطعم آن را فسخ نمود) ازدواج کرد.
  4. قبل ازبررسی جنگ های نام برده شده درلیست مذکور، ضروریست به نکاتی چند درباب جنگ های صدر اسلام توجه نمود:                                                                                  جنگ های صدراسلام به ۲ دسته تقسیم می شوند:۱) زمان پیامبر(ص) که جنبه تدافعی داشت، شامل غزوات – با شرکت  پیامبر- و سرایا که بدون حضور پیامبرو معمولاً بدون درگیری و آرایش نظامی پایان می گرفت. ضمناً برخی ازغزوات نیزبدون نبرد همراه با گفتگو بود که منتج به  انعقاد قرارداد و پیمانی بین طرفین می شد؛  ۲) دوران جانشینان پیامبر(ص) به ترتیب  در دوره خلافت ابوبکرشامل : جنگ های ارتداد درتقابل با مدعیان نبوّت، و فتوحات؛  دردوران خلافت عمر و عثمان که شامل فتوحات بود؛ و جنگ های دوره خلافت امیرالمؤمنین (جمل ، صفّین، نهروان) که علیه آن حضرت صورت گرفت و همگی تدافعی بودند.
  5. غزوه وَدان(درنزدیکی مدینه) بدون نبرد و درگیری، منجربه آشتی فیمابین براساس یک قرارداد صلح شد.

۱۰.صفوان بن بنی امیّه ازرؤسای قریش ومخالف پیامبر(ص) بود وقصد ترورآن حضرت را داشت،

ولی فردی که مأموربه این کارشده بود، شناخته شد و خود به اسلام درآمد. صفوان نیز از مکه گریخت و باردیگر که به مکه بازگشت ابتدا به آیین خود باقی بود وسپس اسلام آورد.

۱۱.در ذی العُشَیره (نزدیکی مدینه) جنگی رخ نداد بلکه محلی برای پیمان بستن پیامبر(ص) با  قبیله  

    بنی مُدلِج بود.

  1. براساس منابع تاریخی و تأمل درآیات قرآن، مشرکان مکه آغازگرجنگ ودرگیری درمکه – قبل ازهجرت وبعد ازآن – بودند؛ با این تفاوت که مسلمانان قبل ازهجرت اجازه دفاع نداشتند وبعد ازهجرت این اجازه را کسب کردند. قبل ازهجرت ،مشرکان مکه نسبت به مسلمانان ستم بسیار روا داشتند و با

شکنجه وبه شهادت رساندن آنان ، می خواستند که از اسلام دست بکشند ( مثال: سمیّه که بدنش را به دو نیم کردند).بعد از هجرت نیز بنا به دستور ابوسفیان، کلیه اموال مسلمانان غارت و مصادره شد. لذا علت عمده حمله مسلمانان به کاروان های تجاری مکه ، پس گرفتن اموال خودشان بود که به عنوان کالای تجاری به فروش می رسید.

    1. زکات نوعی انفاق است و انفاق نیز کراراً درنصّ صریح آیات قرآنی واجب اعلام شده است. اما ازسال ۲ هـ. به لحاظ ضرورت اداره امورشهرو کمک به فقرا رسمیّت یافت.
    2. غزوه بَحران یا بنی سُلَیم از این قراربود که به پیامبر(ص) خبردادند، گروهی از قبیله بنی سلیم در محلی به نام بحران درنزدیکی مدینه علیه مسلمانان به قصد شورش جمع شده اند، ایشان همراه یاران خود به آن جا شتافت وچون افراد مزبور پراکنده شده بودند، برخورد نظامیی صورت نگرفت.
    3. غزوه بنی قَینُقاع (قبیله یهودی) به علت نقض پیمان صلح با پیامبر(ص) صورت گرفت ولی مجدداً تسلیم شدند.این قبیله نیز بارها با قبایل یهودی بنی قریظه و بنی نضیر درجنگ بودند و پیمان پیامبر(ص) با یهودیان چنین بود که درمدینه زندگی کنند ولی دیگران را علیه مسلمانان یاری نکنند.
    4. غزوه سَویق نبرد میان ابوسفیان واتباعش علیه پیامبر(ص) بود که چون تاب ادامه نبرد را نداشتند، پا به فرار گذاشتند و ضمن فرار، کیسه های آرد خود را برزمین می انداختند.
    5. بنی غطفان قومی بت پرست که هم پیمان با یهودی ها وهمچنین علیه پیامبر(ص) و مسلمانان بودند به این نبرد مبادرت ورزیدند.
    6. جنگ اُحُد دومین نبرد سپاه مشرکان مکه با مسلمانان بود که به تلافی شکست در بدر صورت گرفت و مسلمانان دراین جنگ شکست خوردند.
    7. درحمراء الاسد هیچ جنگی روی نداد بلکه یک برنامه تعقیب سپاه مکه (ابوسفیان) با هدف بازداشتن مشرکان از حمله مجدد به مدینه بود.
    8. جنگ بنی النضیر واقعیت ندارد. توطئه قتل پیامبر(ص) توسط بنی نضیر و شکستن پیمان فیمابین ، بدون برخورد نظامی ، منجر به اخراج آنان از مدینه شد.
    9. قبایل مشرک عرب با تشویق یهودیان در کنارکوه “ذات الرّقاع ” قصد داشتند که با پیامبر(ص) بجنگند، اما نبردی رخ نداد و آنها به کوه گریختند.
    10. یک سال بعد ازغزوه اُحُد، ابوسفیان مجدداً مسلمانان را در منطقه بدراصفراء به جنگ طلبید، ولی به علت خشکسالی و کمبود شدید آب ، نبردی رخ نداد.
    11.  دومَة الجَندَل گذرگاه بازرگانان بود ولی اهالی آن جا به قصد راهزنی راه را برآنها می بستند. پیامبر(ص) با سپاه خود به سمت آن جا حرکت کرد ولی راهزنان متواری شدند و حضرت نیزبه مدینه بازگشت. باردیگر به ایشان خبر رسید که آن منطقه نا امن شده است، این بار پیامبر(ص) قرارداد مصالحه و جزیه با آنها منعقد کرد و کلاً جنگی در نگرفت.
    1. غزوه بنی المُصطَلِق یا مُرَیسیع میان گروهی از طوایف عرب از جمله بنی المصطلق و مسلمانان درگرفت که درهمان ابتدای کار گروه بنی مصطلق گریختند.بعد ازآن به علت خیانت برخی از منافقان که به سپاه اسلام پیوسته بودند، سوره منافقون برپیامبر(ص) نازل گردید.
    2. جنگ احزاب توسط یهودیان پیمان شکن راه افتاد ونهایتاً شکست خوردند.آن چه که به نام جنگ های خندق و بین قریظه درلیست مذکور آمده مربوط به جنگ احزاب است .
    3. بنی لِحیان از جمله اقوام عرب مخالف پیامبر(ص) بودند که عده از یاران ایشان را کشته بودند. پیامبر( ص) به سمت آنها حرکت کرد ولی آنها متواری شدند و جنگی درنگرفت.
    4. درتاریخ اسلام جنگ غیبه وجود ندارد.
    5. یهودیان مقیم خیبر کسانی بودند که جنگ احزاب را به قصد نابودی مسلمانان راه انداختند. عده ای از آنها به نزد مشرکان نیز رفتند و آنها را به جنگ علیه مسلمانان ترغیب کردند.
    6. معاهده ای که پیامبر(ص) با بت پرستان قریش منعقد نمود، صلح حدیبیه نام داشت . تا مسلمانان برای انجام مناسک حج دچار مشکل از جانب مشرکان نشوند.
    7. مکه بدون جنگ وخونریزی توسط مسلمانان فتح گردید و بنا به دستور پیامبر(ص) فرمان عفو عمومی صادر شد. آن روز را “یوم المرحمه” نامیده اند.
    8. غزوه حنین با شبیخون مشرکان و حمله به مسلمانان در وادی حنین رخ داد که به پیروزی مسلمانان منتهی شد.
    9. غزوه تبوک آخرین نبرد پیامبر(ص) بود. نبردی بین مسلمانان و رومیان که به علت خیانت منافقان بدون درگیری به مدینه بازگشتند.
    10. پس از رحلت پیامبر(ص) [به شرح پیشگفته] جانشینان ایشان شامل خلفای اول ودوم و سوم جنگهایی را با هدف فتوحات دنبال کردند که برخی از آنها به پیروزی مسلمانان ( عمان،حضرموت، وَلجَه، آلیس، اجنادین، نماق، جسر، بوایب، فحل، یرموک، شمال آفریقا) و بعضی به شکست مسلمانان ( سقطیه، قسطنطنیه، الجمیرا، پواتیه فرانسه )منجر شد. تعدادی از جنگ های نام برده شده در این لیست نیز اشتباه و غیرواقعی است (کازیما، عنبر، بصره، جارالسلام، خاران، نوبلز، بگدورا، روپار ثوپا، اصفهان ).

نکته قابل توجه این است که جنگ های اعراب و سپاهیان ساسانی ( قادسیه، مدائن، جلولاء، نهاوند،…) نه پیروزی اعراب و نه شکست ایرانیان بود بلکه پیروزی مردم ستم کشیده و رنجدیده و انتقامجوی ایران آن زمان بود که درگیر ظلم و فساد حکومت یزدگرد و اعوان وانصارش شده بودند.

    1. نبردهای امیرالمؤمنین (ع) و امام حسین(ع) نیز در مقام دفاع از حق و شکستن حلقه خدعه و نیرنگ مخالفان و معارضان آنان بود.

 حال بهتر می توانید به سؤالات خودتان آگاهانه و منصفانه پاسخ دهید.

                                                                                  

     درپناه حق –دکتر نسرین عماد


فهرست مآخذ

      1. ابوالحسنی، علی. مهاتما گاندی،همدلی با اسلام . تهران : عبرت، ۱۳۷۷.
      2. اسلام کوئست: گنجینه پرسش های قرآنی. “اسلام واصالت صلح”.[آنلاین] : دربارۀ این‌که اسلام دین صلح و آشتی است، یا جنگ و ناامنی توضیح دهید؟ – گنجینه پاسخ ها – اسلام کوئست – مرجعی برای پاسخگویی به سوالات دینی، اعتقادی و شرعی (islamquest.net)
      3. “جنگ های صدراسلام”. دانشنامه اسلامی . [آنلاین] : جنگ های صدر اسلام – دانشنامه‌ی اسلامی (ahlolbait.com)
      4. جوادی آملی، عبدالله. ” شبهات دین وحکومت دینی”. نشریه پاسداراسلام . ش ۲۹۲، ۱۳۸۲.۴
      5. دورانت، ویلیام جیمز.تاریخ تمدن : عصرایمان .ترجمه ابوطالب صارمی ،ابوالقاسم پاینده. تهران: سازمان انتشارات انقلاب اسلامی، ۱۳۶۷. بخش اول: تمدن اسلامی.
      6. رمضانی، مرضیه. “اسلام وحقوق بشربا رویکرد پاسخگویی به شبهات معاصر“. پایان نامه سطح سه رشته کلام اسلامی جامعة الزّهرا(س)، ۱۳۹۸.
      7. قرآن مجید ، سوره های : آل عمران، احزاب، انفال، توبه، حج، حشر، عادیات.
      8. لوبون، گوستاو. تاریخ تمدن اسلام وعرب . ترجمه محمد تقی فخرداعی گیلانی. تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۷.
      9. محقق داماد، مصطفی. “دین برای صلح وآرامش است“. سخنرانی درنشست بین المللی ادیان برای صلح، (رم- ایتالیا، ۱۷و۱۸ اکتبر ۲۰۱۷).
      10. مصباح موسوی، محمد کاظم. ” شبهاتی پیرامون اسلام“، ارائه شده [سخنرانی] درجلسات پرسش و پاسخ مرکزایرانی – اسلامی امام علی(ع)،(تورنتو- کانادا، ۲۰۰۸- ۲۰۱۱ ).[آنلاین] : شبهاتی پیرامون اسلام (دکتر مصباح موسوی) (imamali.ca)
      11. ملکی،علی.” تعاملات حقوق بشروحقوق بشردوستانه دراسلام”. فصلنامه دیدگاه های حقوق قضایی. ش ۴۰-۴۱ ،۱۳۸۵- ۱۳۸۶ : ص ۹۹- ۱۲۸.

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer