تأثیر معنادرمانی در تاب آوری و مقابله مؤثر با مشکلات

نویسنده: دکتر فاطمه بهرامی

انتشار: ۱۱ام تیر، ۱۳۹۸


معنادرمانی۱

دکتر فاطمه بهرامی (استاد تمام دانشگاه اصفهان و مشاور خانواده مرکز مشاوره زندگی بهتر –تورنتو۲)

 

به ذهن بسیاری از انسانها، پرسشهای مختلفی خطور می کند، مانند: چه باید بکنم؟ چه دچیزی درست است؟ چه چیزی غلط است؟ چگونه تصمیم بگیرم؟ به سوی کدام هدف بروم؟ و برای چه غایتی کوشش کنم؟

به طور معمول این پرسشها به یک ذهن بیمار و آشفته متبادر نمی شود بلکه از یک روح بیدار که در فرایند جستجوگری فعال قراردارد بر می خیزد. امروزه مسأله وجودی و جستجوی معنای زندگی، مردم را بیش از مسائل جسمی رنج می دهد. با نگاهی به قرن بیست و یکم، متوجه بحران شایعی با عنوان «خلأ وجودی» می شویم که طیف وسیعی از مردم از آن رنج می برند؛ بدین لحاظ که زندگی آنها تهی از معنا شده است به علت خلأ وجودی، افراد به دنبال راههایی برای پر کردن فضاهای خالی زندگی می گردند و به سرعت نسبت به علایمی مانند افسردگی و بروز و مشکلات، آسیب پذیر می شوند. افسردگی و ناامیدی از مظاهر بی معنایی زندگی است. بر این اساس، برخی از روان نژندی ها می تواند تنيجة ناتوانی شخص (بیمار) در پیدا کردن مسؤولیت در زندگی وی باشد. نیافتن معنایی در زندگی که زیستن را توجیه کند، موجب این بی قراری ها و پریشان حالی است. انسان های معتقد و مؤمن در زندگی، کارفرمایی را تجربه می کنند که حکم انجام وظیفه ای را برایشان صادر کرده است. پس هستی خویش را نه فقط بر اساس مسؤولیت برای انجام وظایف زندگی توجیه می کنند بلکه در برابر کارفرما نیز خود را مسؤول می دانند. از این رو می توان گفت، این خلاء وجودی که در زندگی مردم وجود دارد فقط توسط خداوند پر میشود. پژوهش های متعددی به منظور بررسی تأثیر معنویت درمانی بر روی بیماران مبتلا به بیماری های مزمن صورت گرفته است، از جمله تحقیقی تحت عنوان تأثیر استراتژی های مقابله ای۳ مذهبی – معنوی در بیماران مبتلا به سرطان برای کنار آمدن با بیماری، نشان داد که استفاده از منابع دینی و معنوی به منظور کنار آمدن با بیماری در بیماران مبتلا به سرطان و به گونه ای خاص در بیماریهای تهدید کننده زندگی شایع است.

واژه معنویت به عنوان «هسته درونی خود» معرفی می شود که آرامش را به خصوص در شرایط تنش زا به انسان هدیه می دهد و او را به یک نیروی برتر در این جهان هستی متصل می نماید، معنویت۴ درواقع تلاش فرد برای ساختن معنای وسیعی از هدف نهایی مرگ و زندگی است. در فرهنگ لغت، «تاب آوری»۵ به معنی خاصیت کشسانی، بازگشت پذیری و ارتجاعی معنی شده است، ولی در متون بهداشت روانی، واژه تاب آوری معادل گویاتری دارد. ریشه آن از علم فیزیک گرفته شده و به معنی جهیدن به عقب است. یعنی وقتی فرد در اثر شرایط استرس زا و ناگوار از حالت طبیعی خارج می شود، می تواند به زودی به حالت عادی برگردد. در واقع افراد تاب آور قادر هستند به عقب بجهند. آنها توانایی زنده ماندن و حتی غلبه بر ناملایمات را دارند. تاب آوری می تواند باعث شود که فرد پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید، شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی و ارتقا یابد. تاب آوری، یک نوع ویژگی است که در افراد، متفاوت است و می تواند به مرور زمان رشد کند یا کاهش یاید.

تاب آوری را فرایند مقابله و سازگاری موفقیت آمیز با شرایط چالش برانگیز و تهدید آمیز زندگی می دانند. تاب آوری ظرفیتی برای مقاومت در برابر استرس و فاجعه است. به عبارت دیگر تاب آوری محصول تعامل ویژگیهای شخصیتی با عوامل محیطی است. یعنی تاب آوری جزء پدیده های ذاتی نیست، بلکه در انواع رفتارها، افکار و اعمال می تواند آموخته شود. معمولاً از طریق تمرین، آموزش، یادگیری و تجربه حاصل می گردد و در سراسر دوره زندگی نیز توسعه می یابد. روانشناسان همیشه سعی کرده اند که این قابلیت انسان را برای سازگاری و غلبه بر خطر و سختی ها افزایش دهند. از این رو نظریه «تنیدگی خانواده»۶، به ویژه مدل تاب آوری، با هدف تبیین این مطالب گسترش یافت که چرا در برخی از خانواده ها، زمانی که با یک رویداد تنیدگی زای فاجعه بار مواجه می شوند، روابط خانوادگی به وخامت کشیده می شود، در حالی که در خانواده ای دیگر، در رویارویی با همان رویداد، روابط مثبت و سازگارانه ای برقرار و تقویت می شود.

ارتقاء تاب آوری منجر به رشد افراد در به دست آوردن تفکر و مهارت های خودمدیریتی بهتر با دانش بیشتر می شود. همچنین تاب آوری با روابط حمایتی والدین، همسالان و دیگران نیز ارتباط دارد و از طریق باورهای فرهنگی و مذهبی به افراد برای مقابله با ضربه های غیر قابل اجتناب زندگی کمک می کند. مردمانی که دارای «خویشتن تهی»۷ هستند، همیشه نیاز به چیزی را احساس می کنند، مثل پرخوری و مصرف گرایی مزمن تا بتوانند این کمبود درونی خود را جبران نمایند. لذا برای درمان این خویشتن تهی شده، باید زندگی دارای معنا و هدف گردد.

یکی از مصادیق قرآن کریم، تبیین بیماری های معنوی انسان، نشان دادن راه علاج و درمان آنها است. همان گونه که بعد روحانی انسان مجرد است، دشمنان و بیماری های او نیز چنین اند. خطر بزرگ همین است که این نوع بیماری ها در تن نیست تا به راحتی محسوس و قابل تشخیص باشد، بلکه چون فرد آنها را احساس نمی کند، خود را سالم می پندارد؛ حال آن که واقعا مریض است. زیرا انسان از دیدگاه اسلام، ترکیبی از روح و بدن، و جسم و جان است. در پژوهشی با عنوان «مطالعه اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری زنان مبتلا به ام. اس. استان اصفهان» نشان داده شد که معنویت درمانی گروهی در افزایش تاب آوری زنان مبتلا به ام. اس. به طور چشمگیری مؤثر بوده است. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که داشتن معنویت و پشتوانه معنوی و پرورش آن در فرزندان، موجب افزایش میزان تاب آوری آنها در برابر مسایل و مشکلات زندگی می شود و همچون سپری در برابر آشفتگی های روحی آنان می گردد.


۱) Logotherapy

۲) Better life Counseling Center (Toronto)

۳) Coping Strategies

۴) Spirituality

۵) Resiliency

۶) Family Stress

۷) Empty Self

۱) Social Science & Medicine Journal, 1(July 2000), P. 151-164.

۲) انسان در جستجوی معنی ویکتور اميل فراتسكل؛ ترجمه صالحیان، میلانی. تهران: درسا، ۱۳۸۰.

۳) دو ماهنامه علمی – پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، ش ۶ (بهمن و اسفند ۱۳۹۰)

۴) روانشناسی سلامت، ش۱۳ (پائيز ۱۳۹۲)

۵) فصلنامه راه تربیت، ش ۹ (پائیز ۱۳۸۸)

۶) فصلنامه علمی – پژوهشی جامعه شناسی زنان، ش اول (بهار ۱۳۹۱)

۷) مبانی درمان معنوی در اسلام / عبدالله جوادی آملی، مندرج در ماهنامه معارف، ش ۹ (اسفند ۱۳۹۰)

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer