شبهه جنگ بدر

نویسنده: دکتر سید محمدکاظم مصباح موسوی

انتشار: ۱۸ام مهر، ۱۳۹۸


بسمه تعالی

 

حمله مسلمانان مهاجر به کاروان تجاری قریش از جمله شبهاتی است که اخیراً مخالفان و معارضان با اسلام در شبکه های اجتماعی مجازی مطرح کرده و چنین بیان داشته اند:

هنگامی که عده ای از تجار قریش برای سفرتجاری ازمکه خارج شده بودند دربین راه، پیامبر(ص) به همراه جمعی ازاصحاب (لشکریان) خود آنها را مورد حمله و تهاجم قرار دادند و علاوه بر آنکه تنی چند ازآنها را کُشتند، اموالشان را نیزتصاحب کردند!  طراحان شبهه مذکور معتقدند که این کار تحت عنوان “راهزنی مسلحانه” بنا به دستور پیامبر (ص) صورت گرفته بود !

هرچند که پاسخ به این مطلب دشوار نیست،  ولی به نظرمن برای رفع شبهه اهانت آمیز مذکور و سایر شبهات همانند آن، ضروری است در راستای معتقدات دینی و مذهبی خود پاسخی آگاهانه، موثق، متقن، و مستدل ارائه گردد. براین اساس، هنگامی که می خواهیم درمورد یک آیین، یک مکتب، و یا رهبر (رهبران) یک جامعه صحبت کنیم، باید همه ابعاد لازم را در نظر بگیریم تا بتوانیم توجیه و تبیینی جامع ومانع به لحاظ زمان، مکان، و زیرساختهای اجتماعی موضوع مطروحه، داشته باشیم. از اینرو باید به نکات زیر توجه نمود:

الف) اینکه قرآن کریم به عنوان یکی ازاهداف مهم ارسال انبیاءِ الهی-از آدم تا خاتم (نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، پیامبر اسلام)- می فرماید، آنها آمده اند تا عدالت اجتماعی را برقرار کنند: “لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط…” (حدید:۲۵) یعنی، به راستی پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم وبا آنها کتاب و میزان [سنجش حق وباطل] نازل نمودیم تا مردم قسط (عدالت اجتماعی) را برقرارکنند. آیینی که می گوید، یکی ازمهم ترین اهداف ما برقراری عدالت اجتماعی (Social Justice)  است، آیا کاری را انجام می دهد که مغایربا آن باشد؟ مثلاً چگونه به یک کاروان تجاری حمله می کند؟

ب) درمورد کسانی که از آیین های دینی  ومذهبی دیگری پیروی می کنند (مسیحی، یهودی، بودایی، هندو،…) وحتی اگرمشرک وکافرهستند، قرآن می فرماید که نسبت به این گونه افراد (غیرمسلمان) به دو شرط نمی توانید برخورد بد ورفتارنامناسب داشته باشید: “وَقاتِلوا فِی سَبیلِ اللّهِ الّذِینَ یُقاتِلونَکُم وَ لاتَعتَدُوا إنَّ اللّهَ لایُحِبُّ المُعتَدِینَ” (بقره:۱۹۰) یعنی، درراه خدا باکسانی بجنگید که با شما می جنگند ولی ازحدّ (حدود الهی و اخلاقی) تجاوز نکنید، زیرا خداوند تجاوزکارانw(ازحدّ گذرندگان) را دوست نمی دارد. آیه دیگری نیز در قرآن می فرماید: “لایَنهَیکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلُوکُم فِی الدّیِنِ وَلَم یُخرِجُوکُم مِن دِیارِکُم أن تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا  إلَیهِم إنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُقسِطِین” (ممتحنه :۸). یعنی، خداوند شما رابازنمی دارد ازاینکه به غیرمسلمانانی که با شما در کار دین پیکار نکرده و شما را از خانه و دیارتان بیرون نرانده اند، نیکی کنید و با آنها به عدالت و قسط برخورد نمایید، زیرا خداوند انسان های عدالت پیشه را دوست می دارد. درواقع کسانی که این دو شرط را دارند:

۱)”لَم یُقاتِلوکُم”، آنهایی که با شما کارزار ندارند، به دین شما احترام می گذارند وشما آزاد هستید که به مسجد بروید،به کلیسا، به کنیسه ،به معبد و…بروید؛

 ۲) ” لَم یُخرجُوکُم مِن دِیارکُم”، شما را ازخانه و کاشانه تان بیرون نکردند وبرای شخصیت شما احترام قائلند. درمقابل، قرآن طی آیات دیگری می فرماید : “…فَإن لَم یَعتَزِلوکُم وَیُلقُوا إلَیکُمُ السَّلَمَ وَیَکُفُّوا أیدِیَهُم فَخُذُوهُم وَاقتُلُوهُم حَیثُ ثَقِفتُمُوهُم…”(نساء:۹۱) یعنی، اگربه شما حمله کنند، شما را از دیارتان اخراج نمایند، همسر و فرزندان وکل خانواده را مورد آزار قرار دهند، اموالتان را مصادره کنند، زندگی شما را آتش زنند، دست از سر شما برندارند، دراین حالت،با آنها بجنگید. همچنین درآیه ۹ سوره ممتحنه می خوانیم که “إنُّما یَنهَیکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلوکُم فِی الدِّینِ وَأخرَجُوکُم مِن دِیارکُم…” یعنی، خداوند تنها شما را از دوستی با کسانی بازمی- دارد که درکار دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند. در همین راستا، طی یکی ازسخنرانی های خود بنا به دعوت دانشگاه یورک (کانادا) با عنوان:Dialogue between Judaism, Christianity, and Islam [1]  درمورد آیه ۹۱ سوره نساء [به شرح فوق] توضیح دادم که مفاد این آیه مربوط به میدان جنگ است، وگرنه کسی که خواهان صلح است باید با او صلح کنید؛ قرار نیست که ما با دنیا، با گروه ها و افراد مختلف دائماً در جنگ باشیم! تعبیر قرآن حکیم است که حتّی با دشمنانwخود باید رفتار صلح آمیزی داشته باشیم، “وَإن جَنَحُوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَهَا” (انفال:۶۱) یعنی، اگر کفار نمی خواهند با شما (مسلمانان) بجنگند، با آنها نجنگید و با آنها دست صلح بدهید؛ مثل صلح حدیبیه[۲] که پیامبر اکرم (ص) با جماعت کفار صلح نمود ولی متأسفانه خود آنها این قرارداد صلح و مودّت را نقض کردند. پس اسلام،wدین خشونت و جنگ نیست و عمیقاً بر موازین صلح و دوستی مستقر است. چنانچه قرآن صریحاً فرموده است: “وَ إن جَنَحُوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَهَا” که اگر کسی خواست با شما صلح کند، صلح کنید. امیرالمؤمنین (ع) نیز می فرماید: اگر دشمن پیشنهاد صلح داد، با او صلح کنید؛ ” وَلا تَدفَعَنَّ صُلحاً دَعَاکَ إلَیهِ عَدُوُّکَ وَلِلّهِ فِیهِ رِضِیً”.[۳] و این حکم اسلام است که به کسی حمله نکنیم و با افراد درصلح و مودّت باشیم

ج) واقعه بدرهم این چنین نبود که عده ای از تجار قریش با کاروانشان درحال حرکت و عبور بودند و مسلمانان به آنها حمله ورشدند! بلکه همان گونه است که قرآن کریم درآیه ۱۳سوره انفال می فرماید: “ذلِکَ بِأنَّهُم شَاقّوُاللّهَ وَرَسوُلَهُ وَمَن یُشاقِقِ اللّهَ وَرَسوُلَهُ فَإنَّ اللّهَ شَدِیدُ العِقَاب” یعنی، این بدان سبب است که با خدا و پیامبرش ستیزکردند وهرکسی باخدا ورسول اوبه مخالفت و دشمنی برخیزد، مسلماً خداوند سخت کیفر است. درواقع، قریش درجنگ با خدا ورسول الله بود. چرا؟ چون درزمان حضور پیامبر (ص) درمکه، کفار جنگی را علیه پیامبر (ص) و مسلمانان آغاز کردند و خواستند پیامبر (ص) را نیز به قتل برسانند که حضرت مجبورشد شبانه از آنجا خارج شود وحضرت علی (ع) در جای ایشان خوابید.[۴] همچنین، مسلمانان به لحاظ محاصره اقتصادی مدت ۳ سال درشِعب[۵] ابیطالب (منطقه ای نزدیک مسجد الحرام درمکه) به سربردند؛ مسلمانان شکنجه و اعدام می شدند و اموالشان را نیز مصادره می کردند. از آنجا که مسلمانان امنیت جانی و مالی در مکه نداشتند، به مدینه (یثرب) مهاجرت نمودند. چنین رفتار ظالمانه ای را مخالفان و معارضان با اسلام و مسلمانان درپیش گرفته بودند و هر روز اندیشه جنگ و ستیز با مسلمانان و توطئه علیه اسلام را در سرمی پروراندند. پس مسلمانان، جنگی را آغاز نکردند وصرفاً به دفاع از خودشان مبادرت ورزیدند. زیرا جان و مال آنها به مخاطره و مصادره کشانده شده بود و درچنان وضعیت دشواری  قرار گرفته بودند که مجبور شدند مکه را ترک کنند و به مدینه مهاجرت کنند، و در غیاب آنها کل دارایی ها و اموالشان مصادره شد. لذا دست به تقابل زدند و به عنوان یک حرکت دفاعی در برابر آن همه آزارها و تهاجمات غیر انسانی، کاروان قریش را متوقف کردند و متاع آن را در اختیار گرفتند.

چه خوب است کسانی که چنین شبهاتی را به علت ناآگاهی و یا کم آگاهی مطرح می کنند و به لحاظ شکّ و تردید درصحّت اصل موضوع درگیر این گونه شبهات می شوند، از کفار مکه هم سؤال می کردند! چون به آنان دسترسی ندارند،پس به منابع موثق و معتبرتاریخ اسلام رجوع کنند و با اندیشیدن وژرف – نگری دراین واقعه، از خودشان بپرسند که چرا پیامبر اسلام (ص) و گروه مسلمانان پس از فتح مکه، دارایی و مالی را مصادره نکردند و خانه ای را به تصاحب خود درنیاوردند؟ چرا دشمنان خود و کفاررا به تیغ اعدام نسپردند ودرعوض همه را بخشیدند ! درحالی که سپاه اسلام پس از بازگشت به مکه، فریاد می زدند “الیوم یوم الملحمة “،امروز روزانتقام است، به خاطرخون هایی که از ما ریختید، آنهایی را که کشتید، اموالی  را که ازما غارت کردید، امروز همان قیامت است! اما پیامبر (ص) فرمود که باید شعارتان را عوض کنید و بگویید” الیوم یوم المرحمة”، امروز روز بخشیدن و رحمت است.

بنابراین حرکت پیامبر اسلام (ص) درجنگ بدر، پاسخی بود به کارها ورفتارهای موذیانه،شکنجه ها و آزارهایی که کفار قریش نسبت به پیامبر (ص) و جامعه مسلمانان روا داشتند؛ حرکتی درپاسخ به اقدامات شرورانه آنها بود.


متن فوق بخشی از سلسله مصاحبه هایی است که با محق

دکتر سید محمدکاظم مصباح موسوی

و متفکر شیعه دکتر سید محمدکاظم مصباح موسوی، موسس مرکز ایرانی سلامی امام علی(ع) انجام شده است. ایشان فارغ التحصیل از حوزه علمیه قم میباشد و دکترای خود را از دانشگاه مک گیل دریافت کرده اند. وی سال های متمادی به عنوان استاد معارف اسلامی، الهیات و فلسفه در حوزه علمیه قم و همچنین در بسیاری از دانشگاههای داخل و خارج از کشور از جمله دانشگاههای امیرکبیر، تهران و علوم پزشکی اصفهان و نیز در دانشگاه مک گیل در مونترال کانادا تدریس نموده اند. از ایشان آثار زیادی در زمینه روانشناسی، فلسفه و اسلام شناسی منتشر شده است. همچنین صدها ویدئوی سخنرانی از ایشان جهت استفاده علاقمندان و محققان در دسترس است.


Video link to ِInterfaith dialogue at York University, Toronto, Canada.  (۱)

(۲) پیمان صلحی ده ساله است که درسال ششم هجری بین پیامبر(ص)ومشرکان مکه درمنطقه حدیبیه امضا شد ودرآیات شریفه ۱۰-۲۷ سوره فتح نیز مطرح شده است. این پیمان درکمتر از ۲ سال از تاریخ انعقاد آن، توسط مشرکان نقض گردید.

(۳) نامه شماره ۵۳ درنهج البلاغه ( خطاب به مالک اشتر)

(۴) لیلة المبیت که شأن نزول آیه ۲۰۷ سوره بقره (اشتراء)است.

(۵) معنی لغوی آن، راهی درکوهستان، شکاف میان دو کوه، غار آست.

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer