شکیبایی، شعار یا واقعیت؟!

نویسنده: امنه متقی

انتشار: ۳۱ام تیر، ۱۳۹۸


انسان با همه تفاوتهای ویژه ذاتی و غیر ذاتی خود از قبیل رنگ، نژاد، فرهنگ و دین در جهانی سرشار از پدیده های متنوع و متفاوت زندگی می کند. سوالی که در این رابطه به ذهن متبادر می شود این است که چرا انسان تفاوتهای دیگر با پدیده های طبیعی را ارج می نهد و رشد و آسایش خویش و جامعه اش را در پذیرش و شناخت آنها می داند اما هنگام رویارویی با تفاوتهای نژادی، فرهنگی، دینی و فکری همنوعان خود که قرار می گیرد تاب و توان را از دست می دهد و معضلات و مشکلات فراوانی را برای خود و جامعه ببار می آورد.

مواردی از قبیل افراط گرایی مذهبی، سانسور، پیش داوري و یا داوریهای نادرست در مورد اديان به ویژه دین اسلام، تبعیض در محیط آموزشی و یا حرفه ای به دلیل رعایت امور مذهبی، توهین به مقدسات و الگوهای مذهبی، تروریسم و جنگ، همه نمایه هایی از «ناشکیبایی Intolerance» در جوامع دموکراتیک و غیردموکراتیک می باشند. باید اذعان داشت که یکی از علل مهم بحرانهای یادشده بهره برداری شعارگونه از مفهوم «تحمل Tolerance» می باشد.

امروزه موارد «نابردباری ها Intolerance» را می توان در بسیاری از فرهنگها، نظامهای سیاسی و اجتماعی، گروه ها و افراد مختلف از جمله افراط گرایان تنگ نظر مذهبی و یا ضد مذهبی مشاهده نمود. از یکسو افراط گرایان تنگ نظر مذهبی که با فهم ناصحیح و یا استفاده ابزاری از دین مفهوم تحمل را محدود نموده و در تقابل با اندیشه ها، فرهنگ ها و مذاهب گوناگون توان تمرین و تعمیم آن را ندارند و از سویی دیگر، برخی از ماتریالیست ها و کمونیست ها با استفاده شعارگونه از تحمل، آزادی بیان و آزادی عقیده، شیکبایی در برابر افکار و عقاید خویش را از دیگران می طلبند، اما خود تفاوت های اعتقادی را بر نمی تابند و به سرکوب افکار و ایدئولوژی های مختلف با روش های نامطلوب همچون زور، تهدید و تحریف واقعیت ها و به سخره گرفتن آموزه های الهی می پردازند.

فضای دموکراسی را جاده یکسویه ای می دانند که دیگران باید آن را بپیمایند اما خود از پیمودن آن مستثنی هستند. در چنین وضعیتی که تحمل نقش عملی خود را از دست می دهد و به پوسته ای بی مغز تبدیل می گردد، زمینه های صلح و امنیت در جامعه متزلزل می شود و تنگ نظری در آن رواج می یابد. بنابراین لازم است جهت رهایی از چنین وضعیت نامطلوبی، تحمل را با کمک اخلاق متکی بر مذهب و آموزه های الهی در جامعه تمرین و آن را از شعار به واقعیت تبدیل نمود.

در این زمینه همانطور که اسلام تفاوت های بشر را یکی از عوامل رشد و آسایش می داند ما نیز می بایست گوناگونی و تنوع ملل، فرهنگ، نژاد را جزئی از اراده الهی دانسته و آنرا یکی از راه های تکامل و آسایش جامعه بدانیم. خداوند در قرآن می فرماید: «اِنّا خَلَقناکُم مِن ذکرٍ و اُنثی و جَعلناکُم شُعوباً و قَبائِلَ لِتعارَفوا» «ما شما را (از یک نفس واحد) به صورت مذکور و مؤنث آفریدیم و سپس شما را به صورت اقوام، ملل و نژادهای مختلف قرار دادیم تا بهتر همدیگر را بشناسید» بدیهی است که تنوع نژادی و فرهنگی هنگامی می تواند بستر ترقی و تکامل باشد که با شکیبایی همراه باشد.

چرا که در عرصه بردباری، زمینه های شناخت فرهنگ ها و تمدن ها پدیدار می شود و اندیشه های متعالی اخلاقی و انسانی شکوفا می گردد. در این راستا، جهت شناخت راه های افزایش شکیبایی و گسترش حوزه آن در مصادیق مختلف اجتماعی می باید تلاش نمود. یکی از راه های افزایش شکیبایی را می توان با کشف و شناخت نقاط مشترک ادیان و فرهنگ های متفاوت و پرهیز از تحمیل در موارد اختلاف دانست. به گونه ای که به دور از هر تعرض کلامی و توهین به الگوهای اجتماعی و دینی، زمینه پرورش و تعالی افکار و فرهنگ ها را به طور مسالمت آمیز ایجاد نمود.

همانگونه که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «ای پیامبر به اهل کتاب (پیروان آئین های ابراهیمی) بگو بیایید در مسئله ای که هم ما و هم شما بر آن اعتقاد مشترک داریم و بین ما و شما مشترک هست متحد شویم که غیر از خدای یگانه نپرستیم و به او شرک نورزیم».

«قُل تَعالوا الی کلمهٍ سواءٍ بَینَنا و بَینَکُم اَن لا نَعبُد الّا الله و لا نُشرِکَ به اَحداً» و در سوره کافرون می فرماید: ای پیامبر به کسانی که پس از ابلاغ رسالت خود هنوز اصرار بر کفر می ورزند و تحمل شنیدن اندیشه های متعالی را ندارند بگو که من هیچگاه (پس از تحقیق و تفکر) آن کسی را که شما می پرستید پرستش نمی کنم و نه شما آن کسی را که من می پرستم پرستش می کنید، پس شما را به دین خودتان و مرا به دین خودم واگذارید. واقعیت آن است که از نظر اسلام هیچ اجباری در پذیرش دین وجود ندارد (لا اکراه فی الدین).

ایمان باید بر اساس شناخت، انتخاب و میل باطنی و قلبی باشد و ایمانی که از روی اعتقاد قلبی نباشد پذیرفته نیست. با نگاهی مختصر به تاریخ صدر اسلام در می یابیم که گسترش و پذیرش اسلام متکی بر زور و خشونت نبوده است بلکه اکثر جنگ ها و خشونت ها از سوی جاهلان و یا متعصبین نابردبار مخالف اندیشه اسلام صورت می گرفت که تحمل گسترش دین همخوان با فطرت انسانی را نداشتند.

ناشکیبایی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی همانگونه که در جوامع گذشته عامل بسیاری از نابسامانی ها بوده است، در جوامع کنونی نیز بستر عمده بسیاری از بحران ها می باشد.

از این رو ضروری است که به جای فرسایش نیروها در تخریب و تحریف واقعیت ها و توهین به مقدسات و الگوهای دینی، شکیبایی را در عرصه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افزایش دهیم و آن را از شعار به واقعیت تبدیل سازیم.

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer