مسجد یا خانه فرهنگ؟

نویسنده: دکتر فرجادپور

انتشار: ۱۵ام آبان، ۱۳۹۸


همه کس طالب یار است، چه هشیار چه مست

همه جا خانه عشق است، چه مسجد چه کنشت

(حافظ)

برعکس سایر ملل، مساجد نزد ایرانیان از زمانهای قدیم علاوه بر جنبه های مذهبی، همواره از نوعی جاذبه های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی برخوردار بوده است. در معماری مساجد می بینیم که اعراب المان مناره را از روی مدارس ساسانیان که در ایران قبل از اسلام رایج بوده، به عاریه می گیرند. از آنجاییکه در دوره ساسانیان برای موضوع علم و دانش اهمیت خاصی قائل بوده اند، مناره های مدارس ساسانی از دور به عنوان یک شاخص و یا نمودار، افراد را به خود جلب می کرده است. اکنون همین کاربرد به طور منطقی در ساختمان مساجد جای خود را باز کرده است. بعداً فلسفه ایجاد مناره تبدیل شده است به محل مؤذن که در ساعات نماز به آن نقطه مرتفع رفته و صدای اذان خود را به گوش اهالی محل میرساند. ولی ایرانیان به این تغییر و تبدیل در بافت مساجد از مدارس خود اکتفا ننموده و از دیر باز، با خلق شاهکار های معماری، مساجد این بناها را به عنوان معتبرترین و مهم ترین ساخت و سازهای شهرها و بلاد خود، مورد توجه قرار داده اند. شما که در اطراف و اکناف کشور پهناور ایران سفر می کنید، حتی در شهر های دور افتاده حاشیه کویر از دیدن عظمت ساختمان های مساجد باشکوهی مانند مسجد یزد، نائینف نطنز، اردستان و غیره به وجد می آیید که چطور در صدها سال قبل با امکانات تکنولوژی محدود، آنچنان بناهای عظیم با شکوه، با آن گنبد های دوار عظیم، کاشی کاریها، معرق کاری ها و گچ بری ها، آنچنان شاهکارهایی به دست معماران و استادکاران توانمند ایرانی بنا شده که پس از صدها سال، هنوز که هنوز است بر پهنه سوزان کویر، مانند الماس های درخشانی می درخشند.

فلسفه ساختمان مساجد برعکس کلیساهای عظیم و سر به فلک کشیده دوران گوتیک اروپای قرن ۱۸ و ۱۹ که عظمت خداوند را در خلق ارتفاعات بلند و طاق های قوسی مرتفع جستجو می کند. برعکس، انسنان را محور و کانون بنا قرار داده که در نتیجه انسان به عنوان اشرف مخلوقات و یا خلیفه الله بودن، خود را در داخل اینگونه بناها، توجیه میکند.

شما در هرکجای ساختمان مسجد که قرار بگیرید خود را کانون یا در مرکز بنا احساس خواهید کرد و گنبد دوار محراب اصلی مسجد که مرکز کانونی آن انسان است، خلقت کامل و بدون نقص بشر را که جوهره ای از وجود خداوند را در خود دارد، به نحو زیبا و کاملی تداعی می نماید. رنگ لعابی خوشرنگی که در ساختمان مساجد اصفهان به کار رفته است در حقیقت رنگ بی کران آبی آسمانهاست که عمدتاً موجودات زند، خصوصا انسان ها را از هر سو احاطه کرده است. رنگ لعاب خاصی که تا کنون در هیچ کجای دنیا نتوانسته اند نوع مشابه آن را حتی در لابراتوارها بسازند. غرض از مقدمه تاریخ فلسفه ساختمان های مساجد، عشق بی حد و اندازه ایرانیان به مکتب

   شریف اسلام خصوصاً خاندان عصمت و طهارت است که در تاریخ به شکل های گوناگون در معماری ساختمان مساجد در شهر های ایران، خودنمایی می کند. ما اکنون زیباترین و نفیس ترین قالی های ایرانی را در مساجد مشاهده می کنیم و برای استادکاران قالیباف ایرانی همواره مایه مباهات و افتخار است که حاصل دسترنج خود را در مساجد و در خدمت زائرین خانه خدا مشاهده نمایند.

اکنون ما در آغاز قرن ۲۱ با نوع جدید کاربردی مساجد آن هم در کشور های غربی روبرو هستیم، مهاجرت روز افزون مسلمانان به کشور های غربی و خصوصاً از کشور های خاورمیانه ای، این رسالت مهم را برای مسئولین و دست اندرکاران به همراه می آورد مه این کاربرد جدید استفاده از مساجد را در راه خدمت به عاشقان راه خدا و خصوصاً جذب جوانان و نوجوانان و حتی کودکان که در بهترین و مهم ترین سنین یادگیری و تکامل قرار دارند، قرار دهد.

کمبود خانه های فرهنگ، خطر استحاله در فرهنگ غربی، تبلیغات و جنجالهای سازمان یافته علیه دین مبین اسلام، همه و همه این رسالت را بر دوش مسئولین و حتی مردم قرار می دهد که از مساجد خود، به عنوان پایگاههای فرهنگی و تبلیغاتی استفاده کرده و در جهت جذب نیروی جوان و یا نسل دوم و سوم مهاجر، بیش از پیش کوشا باشند.

ایجاد کتابخانه ها، جلسات بحث و گفتگو، کلاس های شناخت قرآن و اسلام و دعوت از سخنرانان متعهد و مسلمان، پزشکان و روانپزشکان، کارشناسان امور خانواده، کلاس های رایگان زبان انگلیسی و حتی کلاس های ورزشی و بدن سازی، و نمایش فیلم های اخلاقی، امروزه می تواند در دستورکار مساجد قرار گیرد. زیرا در طول تاریخ ایرانیان همواره ثابت کرده اند که نه تنها به عنوان رفع نیاز های مذهبی شان، بلکه در امر پیشبرد مسائل فرهنگی نیز می تواند بسیار موثر و مفید قرار گیرد.

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer