پرورش و تقویت تاب آوری درکودکان (قسمت اول)

نویسنده: مهسا امیری

انتشار: ۲۲ام بهمن، ۱۳۹۹


 

کودک و هر موضوعی که به کودک مربوط است، از اهمیت ویژه ای بر خوردار می باشد، زیرا به باور بسیاری از نظریه پردازان، نحوه زیستن انسان در بزرگسالی به چگونگی درک اواززندگی درکودکی، گره خورده است. اگر کودک رابطه ای ایمن با مراقبان خود برقرار کند، به این اعتقاد می رسد که دنیا جایی امن و قابل اعتماد است. چنین شخصی می تواند عدم موفقیت های خود را در زندگی، به منزله تجربه ای قابل استناد در نظر بگیرد و قدم های بعدی را با خلاقیت و راهکارهایی جدید بردارد.

انعطاف پذیری، بازیابی، جهیدن از دشواری،… همه از نام های دیگر تاب آوری هستند. تمرکز به نقاط قوت خود و قرار نگرفتن تحت تاثیر اتفاقات بیرونی، سبب می شود که انسان پس از تجربه یک رویداد استرس زا، خود را نبازد و چه بسا قوی تر از قبل به زندگی ادامه دهد.

تاب آوری پایین، باعث شیوع اختلالات روانی می شود، رضایت زناشویی را کم می کند، خشونت های اجتماعی و خانگی را بالا می برد و حس شادکامی و سلامت روان را مختل می کند. افزایش اضطراب و احتمال اعتیاد از دیگر نتایج پایین بودن تاب آوری است.

لازم به یادآوری است که دراین مجموعه از مقالات، از نقش عواملی اساسی در تاب آوری سخن به میان آمده و استراتژی هایی برای تقویت این مباحث ذکر شده است.

عامل اول، سبک دلبستگی 

سبک دلبستگی، به نوع ارتباط کودک با مراقب اصلی او گفته می شود. کلیه حالات هیجانی مراقب کودک که معمولا مادرمی باشد، برعاطفه وهیجان او تاثیرمی گذارد. سبک دلبستگی در واقع شکل- دهنده سبک ارتباطی در زندگی است و نوع واکنش افراد نسبت به مسایل و بحران های زندگی به چگونگی سبک دلبستگی آنها مرتبط است.

انواع سبک دلبستگی :

  • نا ایمن:

اجتنابی: این کودکان در ظاهر نشان می‌دهند که بودن یا نبودن مراقب مهم نیست. با این حال، پریشانی روانی زیادی را تجربه می کنند. والدینشان اغلب محدودیتی برای حضوردارند،لذا این کودک به چنین صورتی درونی سازی می‌ کند: “هیچ تمایلی درمراقبم برای شناخت من وجود ندارد، راهی برای تامین نیازهایم نیست.”

>دوسوگرا: این کودکان میلی به شناخت محیط خود ندارند و شیفته‌ جلب توجه مراقبان خود هستند. والدین آنها،عملکردی عصبی، مضطرب و حتی وحشت‌ زده دارند. نگرانند که در تامین نیازهای فرزندانشان، خوب عمل نکنند. کودک، درونی‌ سازی می ‌کند که “تا وقتی شما احساس اضطراب می‌ کنید، من هم مضطربم.” در نتیجه، فعالیتی بیش از حد برای رفتار مهرطلبانه و جلب رضایت و آرامش والدین نشان می‌دهد.

آشفته: این کودکان فاقد یک الگوی سازمان‌ یافته برای رفتارهای خود هستند و رفتار آنها بین عشق و نفرت در تضاد است.  نتیجه این امر، فروپاشی رفتارهای حمایت ‌طلبانه در کودکان است.

  • ایمن: هرگاه مراقب بتواند آنچه را که کودک در درون خود احساس می‌کند، بشناسد، احترام بگذارد و به آن پاسخ دهد؛ کودک می ‌آموزد که “اگرمن ارتباط برقرارکنم، دنیا قادرخواهد بود راهی به من نشان دهد تا بتوانم نیازهایم را تأمین کنم”.

فراهم آوردن پایگاهی ایمن لازمه یک رابطه ایمن و “به اندازۀ کافی خوب” است. پایگاه ایمن با ایجاد این انتظارکه همواره و به هنگام پریشانی، فرد قوی‏، خردمند ومشفق دیگری برای حمایت ازمن حضور دارد، احساس امنیت می‌بخشد. این احساس سبب بالا رفتن اعتماد به خویشتن می شود و در نتیجه فرد به این باور می رسد که توانایی حل مشکلات را دارد و در صورت لزوم می تواند از دیگران درخواست کمک کند. چنین نگرشی، موجب انعطاف پذیری و تاب آوری بالا خواهد شد.

داشتن تعاملات گرم، مهربانانه، حساس و مسئولانه با بزرگسالان ومراقبان در زندگی کودک، برای رشد مثبت او مهم است، زیرا کودک احساس شناخته شدن، قدرشناسی، پذیرفته شدن و فهمیده شدن می‌کند.

برای ایجاد این رابطه ایمن، توجه  به نکات زیرضروری است:

* ثبات قدم در تعاملات مثبت با کودک ؛

* کشف نقاط قوت و قدرت مقابله‌ شخصیِ کودک و تقویت و تشویق آنها ؛

* ایجاد تعادل بین راهنمایی، همکاری و دادن استقلال به کودک ؛

* پرورش حس کنجکاوی وتفکر انتقادی در کودک ؛

* کاملا در لحظه بودن ؛

*درک و ارضای نیازشان به بازی  .

[ادامه دارد]

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer