پيرامون مساله سنگسار

نویسنده: دکتر سید محمدکاظم مصباح موسوی

انتشار: ۱۵ام آبان، ۱۳۹۸


گفتگو با دكتر سيد محمد كاظم مصباح موسوى
پوریا حسین زاده

جناب استاد، با سپاس از اينكه وقت خود را دراختيار مجله هدى قرار داده ايد، فرصت را غنيمت مى شماريم تا در مورد يكى از شبهاتى كه دستاويز مخالفان اسلام شده و آنرا بعنوان دليل خشونت گرايى اسلام عنوان مى كنند با جنابعالى گفتگو داشته باشيم .همانگونه كه مستحضر مى باشيد مساله سنگسار مدتها است كه خوراك سيستم هاى تبليغاتى عليه اسلام گشته و با جاروجنجال هاى تبليغاتى چنين وانمود مى شود كه قرآن طرفدار خشونت است زيرا در قرآن حكم به سنگسار برخى از مجرمان اعلام شده است ولى كتاب مقدس تورات و انجيل همواره از محبت و دوستى سخن ميراند و هيچگاه كسى را به سنگسار و يا اعدام محكوم نمى كند. لطفاً در صورت امكان ، موضع قرآن را در رابطه با حكم سنگسار بيان فرماييد.

در پاسخ بايد عرض كنم كه اصلا حكم سنگسار در هيج يك از آيات قرآن وجود ندارد اگر ميخواهيد ببينيد كه مخالفان اسلام چه اندازه در داورى هايشان غيرمنصفانه عمل مى كنند به همين مسأله توجه كنيد كه چگونه آنچه در كتاب مقدس(تورات) قرار دارد به قرآن نسبت داده شده و براساس آن به سمپاشى افكار و تبليغات منفى مى پردازند .

در قرآن واژه “رجم” به معناى سنگسار عنوان شده است ولى نه به معناى حكم به سنگسار، بلكه نقل قول از كفّارى است كه پيامبران را تهديد مى كردند كه اگر دست از دعوت به آيين توحيدى برندارند، آنها را سنگسار خواهد نمود. پس قرآن تهديد ديگران را عنوان مى كند، نه اينكه خود بدان حكم كند. ولى كتاب مقدس یهوديّت و مسيحيّت در موارد متعّدد، حكم به سنگسار مى كند.

 

لطفاً برخى از مواردى كه دركتاب تورات حكم به سنگسار شده است را نام ببريد.

تعداد مواردى كه در كتاب تورات حكم بر سنگسار يا اعدام شده است فراوان است ولى من تنها به برخى از انها اشاره مى كنم:

    1. در تورات مى خوانيم كه اگر مردى در هنگامى كه شب اول عروسى با خانمش ملاقات مى كند، اين خانم راباكره نيافت، خانمش را به خانه پدرش ببرد و داد و هوار كند تا همه مردان جمع شوند و اين زن را آنقدر سنگ بزنند تا اين زن جوان بميرد. بنا به تعبير كتاب مقدّس، همين كه شما آثار باكره بودن را نيافتيد، مردان شهر بايد آنقدر او را با سنگ بزنند تا “او كشته شود” بنابراين لازم نيست كه دليل پيدا كنيد كه اين زن قبل از ازدواج زنا كرده باشد، همين كه آثارى از باكره بودن اين دختر نباشد كافى است كه او را سنگسار كنند.
    2. اگر پسرى لجباز باشد و حرف پدر و مادر را گوش نكند، بايد همه مردان شهر جمع شوند و اين جوان را سنگسار كنند تا كشته شود. تعبير كتاب مقدس ازاين قرار است: “اگر مردى بچّه اى لجباز دارد كه حرف پدر و مادر را گوش نمى كند، مادر و پدر بايد دست پسرشان را بگيرند به دروازه شهر پيش بزرگان شهر ببرند، و به آنها بگويند كه اين بچّه ما لجباز است و حرف ما را گوش نمى كند. سپس مردان شهر با سنگ آنقدر به آن جوان بزنند تا جوان لجباز كشته شود”. آنگاه كتاب مقدّس مى افزايد: “شما بايد اشرار را از خود دور كنيد.”
    3. درجايى كه قتل اتفاق بيافتد، قاتل را بكشيد.
    4. كسى كه پدر و مادرش را لعن كند و فحش دهد.
    5. كسى كه خدا را مسخره كند.
    6. سزاى شكستن قوانين روز تعطيل (شنبه و يكشنبه)، سنگسار است.
    7. كسى كه جادوگرى مى كند بايد سنگسار شود.
    8. كسانى كه پيش گويى مى كنند بايد سنگسار شوند.
    9. رهبران مذهبى كه مردم را به اشتباه مى اندازند بايد اعدام شوند.
    10. زنا كاران بايد اعدام شوند.
    11. همجنس بازان بايد سنگسار شوند.
    12. زنى كه قبل از ازدواج رابطه نامشروع دارد بايد سنگسار شود.
    13. اگر كسى به دخترى كه نامزد دارد تجاوز كند، بايد با سنگساركشته شود .
    14. كسيكه با حيوانات ارتباط جنسى برقرار كند بايد اعدام شود.
    15. كسيكه غير از خدا را عبادت كند بايد سنگسار شود.
    16. كسى كه آدم مى ربايد بايد اعدام شود.
    17. اگر كسى در دادگاه شهادت دروغ دهد بايد سنگسار شود.
    18. كسى كه دادگاه را تحقير كند، بر اساس كتاب مقدّس بايد سنگسار شود.

اينها برخى از موارد حكم سنگسار و اعدام در كتاب مقدّس (تورات) مى باشد. البته موارد ديگرى نيز هست كه فعلا از پرداختن به آنها خوددارى مى كنيم.

 

با توجه به اينكه مسأله سنگسار در قرآن ذكر نشده است، آيا اسلام با آنچه در تورات آمده مخالف ميباشد و بطوركلى سنگسار را مردود ميداند؟

پاسخ سوال شما هم “آرى” و هم “نه” مى باشد. آرى مخالف آنچه در تورات به عنوان حكم سنگسار آمده است ولى در عين حال، نمى توان بطور كلى اسلام را مخالف نظريه سنگسار دانست. سنگسار گاهى بعنوان تهديد به منظور پيشگيرى از ارتكاب گناهى بزرگ و جلوگيرى از فروپاشى نظام خانواده مطرح مى شود. ولى اجراى آن را مشروط به شرايط بسيار دشوار و نادرى مى نمايد كه شايد اصلاً قابل اجرا نباشد. به ديگر سخن، حكم سنگسار تنها به عنوان يك حالت اضطرارى و تهديد و به منظور پيشگيرى از نابودى خانواده ها، اختلاف و درگيرى، افسردگى همسر و فرزندان و بالاخره خودكشى ناشى از افسردگى و ساير مشكلات ديگر از سوى منابع اسلامى مطرح مى شود.اجازه دهيد پيش از بيان مسأله ، مقدمه اى را عنوان كنم.

آحاد جامعه به دو گروه “محصن “و “غير محصن” تقسيم مى شوند. “محصن” به كسى گفته مى شود كه ازدواج كرده و داراى همسر و احتمالا فرزند مى باشد كه در اصطلاح رايج به عنوان “متاهل” (married) شناخته مى شود، در مقابل كسى كه ازدواج نكرده و هيچ تعهّدى در برابر مرد يا زن و فرزند ندارد و به ديگر سخن مجرد (single) است. از نظر اسلام ارتكاب عمل منافى عفّت براى همه گناهى بزرگ محسوب مى شود ولى اين گناه ازافرادى كه ازدواج كرده اند و تعهدى در برابر همسر خود دارند بزرگتر است. از آنجا كه بنيان خانواده از اهميّت بسزايى برخوردار است، اسلام به هيچ وجه اجازه شكستن حريم خانواده را نمى دهد و به شدت با قانون شكنان بوالهوسى كه بخاطر لحظه اى شهوت رانى ، سراغ زنانى كه خود همسر ديگرى دارند و احياناً مادر فرزندانى مى باشند مي روند تا با افكندن طرح عشق نسبت به معشوقه ديگرى كه خود محور خانواده اى مى باشد، زمينه ويران سازى خانواده، و پيدايش آتش اختلاف و درگيرى و ستيزه جويى و بالاخره اضطراب و افسردگى درميان اعضا خانواده به ويژه كودكان را فراهم سازند، مبارزه اى جدّى مى نمايد. به همين دليل سخت ترين نوع مجازات را براى جنايتكارانى كه با عواطف و نواميس ديگران بازى مى كنند و تمامى اعضا خانواده خود و خانواده طرف مقابل را به بحرانهاى غير قابل توصيف مى كشند در نظر مى گيرد.

اسلام مى گويد اگر شخصى همسر دارد، همسرى كه به او دلبسته و همه اميد و علاقه اش را در وى خلاصه كرده است به هيچ وجهى نمى تواند به همسر خود خيانت كند و رحل عشق را در جايى ديگر بيفكند، آنهم نسبت به زنى كه خود شوهر دارد و احياناً مادر فرزند يا فرزندانى مى باشد. راستى اگر هركسى بتواند در حريم زندگى ديگرى وارد شود، و به دليل بوالهوسى، زندگى خود و ديگران رابه آتش بكشد و دو خانواده را در آتش خانمان سوز اختلافات خانوادگى بكشاند، چه عواقب ناگوارى در جامعه بشريّت پيش خواهد آمد، چه افسردگى ها، خونريزى ها، خودكشى ها، و … بدنبال خواهد داشت. اينجا است كه اسلام تهديد سنگسار را نسبت به چنين متخّلفانى ابراز مى نمايد. البته تهديد به سنگسار و نه انجام آن، زيرا شرايطى كه براى اجراى آن مى گذارد به اندازه اى دشوار است كه شايد كمتر امكان اجراى حكم پديد مى آيد و هدف اسلام هشدار و ترساندن جنايتكارانى است كه مى خواهند خانواده خود و ديگران را قربانى هوس بازى و شهوترانى خود بنمايند.

 

استاد در مباحث خود اشاره كرديد كه مسأله سنگسار در اسلام برخلاف كتب مقدّس به عنوان يك حالت اضطرار مطرح مى باشد و بيشتر جنبه تهديد داشته و كمتر امكان عملى شدن را دارد. لطفاً توضيح دهيد كه چگونه سنگسار در اسلام كمتر امكان اجرا دارد ؟

شرايطى كه اسلام جهت اجراى حكم پيشنهاد مى كند آنقدر دشوار است كه قطعاً در اكثر موارد، امكان اجراى حكم وجود نخواهد داشت و بيشتر جنبه تهديدى دارد. يكى از شرايط سنگسار اين است كه بايد چهار نفر مرد عادل در يك زمان و يك مكان شهادت دهند كه همه آنها با چشمان خود ديده اند كه عمل مقاربت با تمامى جزييات و بطور كامل و نه مقدمات آن، ميان زن شوهردار و مرد زن دار صورت گرفته است و در هنگام توصيف جزييات بايد همه آنها با يكديگر اتفاق نظر داشته باشند. در اينجا توجه به چند نكته ضرورى است:

  1. اجراى حكم، منوط به شهادت چهارمرد عادل است. يعنى چهار نفر از مردان پاك و پرهيزگار روزگار، كه تمامى واجبات را انجام مى دهند و تمامى محرّمات را ترك مى كنند و به پرهيزگارى در جامعه شناخته شده اند بطورى كه احتمال دروغ در آنها منتفى باشد. آيا راستى يافتن چنين اشخاصى در جامعه آسان است؟ و آيا چنين افراد پرهيزگارى در زندگى خصوصى مردم دخالت مى كنند و در خلوت هاى مردم به تجسس و جاسوسى مى پردازند تا بعدا بخواهند آنرا براى دادگاه بيان كنند؟ آيا اصل تجسس و تفتيش اعمال ديگران برخلاف قرآن نيست؟ و آيا كسى كه به دنبال آگاهى از خلوت ديگران است مى تواند انسانى با خدا و پرهيزگار باشد؟! خير. انسان پرهيزگار به خلوت ديگران نظر نمى كند تا بعداً در دادگاه شهادت دهد.
  2. شهادت چهار عادل بايد همزمان و كاملاً مشابه باشد بطوريكه اگر دو نفر از آنها خود را به قاضى برسانند و شهادت خود را عنوان كنند، قاضى منتظر دو نفر بعدى نمى شود، بلكه همين دو نفر عادل را تازيانه مى زند كه چرا در مورد ديگران چنين نظرى را ابراز مى كنند و بدين شكل، افراد را تهديد مى كند كه اگر چيزى ديده اند باز بايد چشم را بسته و از اظهار آن حتى در حضور قاضى خوددارى كنند تا زمنيه حكم سنگسار ايجاد نشود.

بنابراين هيچ وقت چنين اتفاقى نمى افتد كه چهار نفر عادل با هم شاهد صحنه خيانت باشند، زيرا كسانى كه خيانت مى كنند به دنبال حريم خصوصى مى گردند و عمل خود را از انظار عمومى پنهان مى دارند. البتّه ممكن است كسانى يافت شوند كه بخواهند گناه آنقدر علنى شود كه عدّه اى درخيابان بياستند و رسماً بنيان خيانت را پى ريزند و نظام خانواده را از بين ببرند، مانند برخى از ماركسيست ها كه به مفهوم خانواده اعتقادى ندارند و جامعه اى چون جامعه حيوانات را پيشنهاد مى كنند كه در آن هيچ محدوديّت و قانون و نظمى جهت ارتباط جنسى و تشكيل خانواده وجود ندارد.

 

در لابلاى گفتگوى انجام شده، چندين بار اشاره كرديد كه حكم سنگسار در قرآن نيامده است، اگر چنين است پس منبع حكم سنگسار در موارد بسيار محدود از كجا نشأت گرفته است؟

سوال بجايى است ، بله حكم سنگسار در قرآن نيامده است ، ولى در عين حال ريشه در ساير منابع اسلامى دارد و هدف از اين حكم بيشتر ايجاد رعب از ارتكاب خيانت و پيشگيرى از ويران سازى خانواده ميباشد.

 

آيا براى احكام اسلامى، منبعى جز قرآن وجود دارد ؟

آرى ، قرآن يكى از منابع مى باشد . ولى بيشتر احكام بويژه جزييات از قرآن استفاده نمى شود و لذا سه منبع ديگر يعنى عقل، سنّت و اجماع نيز به عنوان منابع احكام اسلامى شناخته مى شود. البته توضيح اين موضوع خارج از حوصله بحث حاضر مى باشد و نياز به بحث مستقلى دارد.

 

اجازه دهيد بازگرديم به اصل بحث كه موضوع سنگسار بود. جنابعالى اشاره فرموديد كه سنگسار بيشتر دركتب مقدس تورات و انجيل مطرح است و در قرآن جايگاه چندان مهمى ندارد. اگر اين چنين است پس چرا مسأله سنگسار غالباً به عنوان انتقاد از اسلام مطرح مى شود و مخالفين اسلام بيشتر به مسأله سنگسار در اسلام دامن مى زنند؟

همانگونه كه پيشتر توضيح دادم، مساله سنگسار بيشتر مربوط به كتاب مقدّس يهوديان و مسيحيان مى باشد و در اسلام به طور بسيار بسيار محدود و فرعى اشاره شده است و بيشتر جنبه تهديدى دارد و نه عملى. اما اينكه چرا بيشتربه اسلام استناد ميشود به دليل غرض ورزى و عدم رعايت انصاف از سوى مخالفين اسلام مى باشد.

 

متشكرم استاد؛ پاسخ هاى شما بسيار روشن و شفاّف بود ولى هنوز يك مسئله، ذهن مرا به خود مشغول داشته است و آن اينكه پس چرا حكم سنگسار در برخى از كشور هاى اسلامى مانند عربستان و پاكستان اجرا مى شود؟

همانگونه كه در اين گفتگو تلاش كردم كه تبيين نمايم، حكم سنگسار منوط به شرايط پيچيده اى است كه تحقّق آنها كمتر امكان پذير است. مگر آنكه شخص مجرم خودش به آن اعتراف كند و در آنصورت مى توان در عقل آن شخص ترديد نمود. بنابر اين مى بايست از خود آنهائى كه حكم به سنگسار مى كنند پرسيد كه با چه مجوّز و جرأتى دست به چنين اعمالى مى زنند و چگونه در پيشگاه قرآن به توجيه اعمال خود مى پردازند و بالاخره چگونه مى توانند پاسخگوى خداوند “رحمن” و “رحيم” باشند؟!

در كتب روائى ما حديثى از معصومين(ع) نقل شده است كه محبّت خداوند به بندگانش بيشتر و عميق تر از محبّت مادر به فرزندش مى باشد. در قرآن نيز از خداوند متعال با نام هاى “رحمن” “رحيم” ، “ودود” و عناوين ديگرى كه حاكى از لطف بينهايت خداوند به بندگان مى باشد ياد شده است.
اينك با توجه به شرايط دشوار و پيچيده حكم سنگسار، اگر مجريان اين حكم، بتوانند پاسخ گوى خداوند”رحمن” و “رحيم” باشند، شايد بتوانند توجيهى هم براى ديگران داشته باشند!!!

 

جناب آقاى دكتر مصباح موسوى، مجدداً از اينكه وقت خود رادر اختيار مجله هدى قرار داديد صميمانه سپاسگزارى مى نمايم، اميدواريم در فرصتهاى ديگر بتوانيم در خدمت شما در رابطه با ساير مسايل وموضوعات مورد نياز جامعه اسلامى باشيم.


منابع:

١ Deuteronomy ٢٤-٢٢:٢١
٢ Bible Exo ٢١:١٧
٣ Bible Exo ٢١:١٢
٤ Bible Leo ٢٤:١٦
٥ Bible Exodus ٣١:١٤ & Exodus ٣٥:٢
٦ Bible Leu ٢٠:٢٧
٧ Bible Deu ١٣:٥
٨ Bible Leu ١٩:٢٠
٩ Bible Leu ٢٠:١٥
١٠ Bible Deuteronomy ٥-١٧:٢
١١ Bible Exo ٢١:١٦

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer