گفتگویی با دکتر امید مجد: پیرامون ترجمه قرآن مجید و نهج البلاغه

نویسنده: مهندس علی مقدسی

انتشار: ۱۴ام آبان، ۱۳۹۸


آقای دکتر مجد متشکرم از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشته اید. لطفاً مختصری از بیوگرافی، تحصیلات و شغل کنونی خود برای خوانندگان بفرمایید.

بسم الله الرحمن الرحیم. امید مجد متولد ۱۳۵۰ اهل نیشابور هستم. تحصیلات خود را تا دیپلم ریاضی فیزیک در همین شهر گذراندم. دارای لیسانس مهندسی پتروشیمی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، و فوق لیسانس و دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران هستم(نفر اول ایران در مقطع دکترای تخصصی با دریافت لوح تقدیر از رئیس جمهور بودم). هم اکنون استادیار دانشگاه تهران هستم و ضمناً مؤسسه نشر کتاب نیز دارم. متأهلم و یک فرزند دختر هشت ساله دارم.

با توجه به اینکه سال هاست شعر می سرایید، اینطور معلوم است که طبع شعر خوبی دارید. چه اشعری تا کنون منتشر کرده اید؟

فقط ترجمه های (منظوم) قرآن و نهج البلاغهرا منتشر کرده ام و آثار دیگرم را که شامل غزلیات، قصاید و بعضی مثنویات است، منتشر نکرده ام.

 از چه زمانی اقدام به ترجمه قرآن شریف و نهج البلاغه نمودید؟

 ترجمه قرآن از سال ۱۳۷۲ شروع شد که یکسال بعداز آن به پایان رسید:

گرفتی مرا وقت سیصد هزار

که در باور من نگنجد هنوز

پس از آن دو سال طول کشید تا از وزارت ارشاد مجوز چاپ گرفتم و در این مدت ترجمه خود را ویرایش میکردم. نهج البلاغه نیز سال ۱۳۷۸ شروع و یکسال بعد به پایان رسید.

انگیزه شما از ترجمه سبک نوین قرآن مجید و نهج البلاغه چه بوده است؟

همانطور که در دیباچۀ ترجمه ام آورده ام هدف از ترجمه قرآن این بوده که یک ترجمه روان و ساده که در عین حال منظوم باشد از قرآن ارائه دهم، چون شعر تواناییهای خاص خود را دارد. ضمناً دوست داشتم از طبع شعر خود استفاده بهینه ای کرده باشم. پس از ترجمه قرآن، انگیزه من از ترجمه نهج البلاغه، یکی درخواست های مردم بود مه مرا تشویق می کردند و می گفتند وطیفه توست که نهج البلاغه را هم شعر کنی و انگیزه دوم هم باز مثل قرآن، این بوده که شعری سروده باشم و انگیزه سوم این بوده که با این که متن نهج البلاغه یک اثر ادبیست، اما در ترجمه های نثر، بجز ترجمه استاد دکتر جعفر شهیدی،هیچ ترجمه ای ادبی نیست. بنابراین من دوست داستم یک ترجمه ادبی از آن متن ادبی ارائه دهم.

 چه تفاوتی میان ترجمه شما و ترجمه های دیگر قرآن کریم و نهج البلاغه می باشد؟

اولاً ترجمه های من منظوم هستند. ثانیاً من صرفاً به ترجمه تحت الفظی نپرداخته ام و معتقدم برای بسیاری آیات باید مختصر توضیحی داده شود(دقت شود توضیح، نه تفسیر) تا معنای آیه درست مفهوم شود و این توضیحات را در ترجمه آورده ام. در حالیکه در ترجمه های نثر بجز ترجمه مرحوم الهی قمشه ای دیگران از دادن این توضیحات ضروری خودداری کرده اند. مثلاً آیه ای در سوره یوسف است که می گوید:«هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه مشرک است.»این قطعا نیاز به این توضیح دارد:

ولی اکثر خلق گر مؤمند

دم از اعتقاد خدا میزنند

خدا را پذیرند با رستخیز

در ایشان بود سایه شرک نیز

که گاهی به معشوق سر می نهند

بغیر از خدا نیز دل می دهند

یعنی اولاً سایه اش از شرک هست، نه شرک عمیق. ثانیاً منظور شرک خفی است نه جلی.

در نهج البلاغه علاوه بر موارد فوق سعی فراوان شده است که ترجمه ادبی باشد. مثلاً حضرت علی(ع) می فرمایند:«پیامبر مرا بزرگ می کرد و مرا در آغوش خود می کشید و عطر تنش به من می رسید…».

در یکی از ترجمه ها آمده است:«شبها مرا پیش خود می خواباند و جسم مبارکش را به من مس می نمود و عطر تنش را به من می بویانید…» که این جملات دلشنین نیست. من اینگونه سروده ام:

کودکی بودم کنارش می نشاند

دامن پاکش مرا می پروراند

سینه پر مهر خود را می گشود

چون پدر شبها کنارم می غنود

تنگ در آغوش پاکش می کشید

رنج من اورا به آتش می کشید

پیکرم عطر تن او می گرفت

بودنم با بودنش خو می گرفت

آیا تفاوتی میان ترجمه قرآن کریم و نهج البلاغه هست؟

بلی. وزن قرآن، وزن شاهنامه است و وزن نهج البلاغه، وزن مثنوی مولوی است. از لحاظ سبک نیز قرآن تعمداً خالی از تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه است (اصطلاحاً فنون بیانی) چون نخواسته ام کلام خدا را تغییری دهم. ولی در نهج البلاغه اینگونه نیست و از این فنون در ترجمه ام استفاده کرده ام. مثلاً اگر جمله جمله «باران بارید» را در قرآن ترجمه می کردم، می گفتم«فرو ریخت بارانی از آسمان». ولی همین جمله به سبک نهج البلاغه می شود:«ناگهان ترکید بغض پاره ابر».

آیا خاطراتی و یا مشکلاتی در راستای دوره ترجمه داشته اید؟

شیرین ترین خاطره من روزی است که بالاخره پس از دو سال دوندگی توانستم مجوز چاپ ترجمه قرآن را بگیرم. هیچوقت آنروز را فراموش نمی کنم(۷۵/۳/۲۶.)

استقبال از ترجمه های جناب عالی تا چه حد بوده است؟

خیلی زیاد. از چین تا آمریکا. همین طور در ایران، حتی در نقاط دور دست، یک بار کسی از روستای کوتیک بخش سرباز شهر ایرانشهر سیستان و بلوچستان برایم نامه نوشته بود و نظری راجع به ترجمه ام داده بود. یعنی از دور افتاده ترین روستاهای کشور، و این یعنی این این ترجمه به همه جا رفته است. و نکته اینکه تیراژ کتاب هم حدود دویست هزار نسخه بوده که خود بیانگر نفوذ آنست.

بهترین شعری که در ترجمه کتاب نهج البلاغه به نظر خود سروده اید را بیان بفرمایید.

 واقعاً انتخاب برایم سخت است. خودتان به اتفاق یک صفحه را باز کنید هرکجا آمد قبول است.

©2020. Hoda Magazine. All rights reserved

Privacy / Terms / Disclaimer